عبد الله قطب بن محيى

358

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

است به محبوب ، اما آنجا كه وصال در كسوت وصال دست داد ، وصال اين كس به خود است نه به محبوب ، براى آنكه چون اين كس را خبر شد اين كس در ميان آمد و پيش گرفت ، هيچ را نمىگذارد كه از او درگذرد و معانى را در خود بند مىكند ، از اينجا گفته : و تعذبنى مع الهجران عندى * احبّ الىّ من طيب الوصال لانّى فى الوصال عبيد حظّى * و فى الهجران عبد للموالى چند روزى بايد ساخت كه نفس مطمئنه گردد و بيگانگى او با عبوديت گردد بعد از آنكه شركت است ، آن‌گاه اگر او در ميان آيد يا نيايد يكسان باشد كه صافى شده و حايل نمىشود ، همچون جامهء بهشتيان كه هفتاد جامه پوشند كه تن ايشان را نپوشاند ، آن‌گاه محرم وصال گردد ، وصال در پردهء وصال او را حلال باشد ، هنگام درد درد بگذرد ، وقت رونق ، راوق وصل باشد فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ « 1 » روى نمايد ، هم درد باشد و هم درمان ، يا آنچه به گفت نيايد بيرون از اين و آن . وليّم در جوش و خروش باشد و از تك‌وتاز ننشيند ، جوشد اما نداند كه براى چه ، تازد اما نداند كه به سوى كه ، تو مىجوش كه جوش جهت خود مىشناسد ، تو مىتاز كه حركت راه خود مىداند و راه گم نمىكند ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . « 2 » و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 150 - [ طريق رهايى از مستى هستى ، فناى در جلال خداى و مردن پيش از مرگ است ] من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه مولانا مجد الملّة و الدّين سلام اللّه ، تولّاه اللّه

--> ( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 70 « پس خداوند بدىهايشان را به نيكىها تبديل مىكند » . ( 2 ) . سوره هود ، آيه 56 « هيچ جنبنده‌اى نيست مگر اينكه او [ خداوند ] مهار هستىاش را در دست دارد ، به راستى پروردگار من بر راه راست است » .